{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در بزم تو چون باده کشد تیغ به رنگم

در بزم تو چون باده کشد تیغ به رنگم
در کوی تو چون خاک شود باد نیازم

تا دست و دلم بسته زلف تو شد ای دوست
از کوتهی دست ، سررشته رازم
دیدگاه ها (۰)

جان را نمی بینم در بستر گل و خاطره و نسیم

ای دلم مستغرق سودای توسرمهٔ چشمم ز خاک پای توجان من من عاشقم...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط