خب اهم نقاشیم از یکی از کاراکترای کتابم
خب... اهم... نقاشیم از یکی از کاراکترای کتابم🌀
اسمش جکه
گیتار میزنه
سنش: داستان سال 1995 روایت میشه که 15 سالش بوده.
تایپش: estp
بریتانیاییه البته باباشم بریتانیاییه هاااا ولی اسکاتلندیه اصیله باباش
نقش اصلیه داستانم جک نیست
ی خواهر دوقلو داره که اسمش جکی هست و اسمه بهترین دوستش مارکوعه
و مخااف اکثریت کاراکتراااا گرایشش نسبت به جنسه مخالفشه
احتمالا از بقیه کاراکترامم نقاشی بزارم...
داستانم گرگینه ایهههههه اسلشرههه
🌀🐺🪵🌲
(اسلایده آخرو تو اتوبوس اردو کشیدمو ی چنتا تخمه سگ داشتن تو اتوبوس قر میدادنو راننده هم انگار تا حالا جاده رو ندیده بود برا همین ریده شد توش🎀 اولین نقاشیم از جک اونه🥺)
اسمش جکه
گیتار میزنه
سنش: داستان سال 1995 روایت میشه که 15 سالش بوده.
تایپش: estp
بریتانیاییه البته باباشم بریتانیاییه هاااا ولی اسکاتلندیه اصیله باباش
نقش اصلیه داستانم جک نیست
ی خواهر دوقلو داره که اسمش جکی هست و اسمه بهترین دوستش مارکوعه
و مخااف اکثریت کاراکتراااا گرایشش نسبت به جنسه مخالفشه
احتمالا از بقیه کاراکترامم نقاشی بزارم...
داستانم گرگینه ایهههههه اسلشرههه
🌀🐺🪵🌲
(اسلایده آخرو تو اتوبوس اردو کشیدمو ی چنتا تخمه سگ داشتن تو اتوبوس قر میدادنو راننده هم انگار تا حالا جاده رو ندیده بود برا همین ریده شد توش🎀 اولین نقاشیم از جک اونه🥺)
- ۵۰۴
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط