عروس ودامادی میخوان فردای عروسی تنهاباشن، پدرومادرداماد م
عروس ودامادی میخوان فردای عروسی تنهاباشن، پدرومادرداماد میان، دروبازنمیکنن. پدرومادرعروس میان، عروس گریه میکنه، میگه :پدر و مادرمن و در و باز میکنه. سالهابعد، بعداز۴پسرصاحب۱دخترمیشن. مرد۷روزجشن میگیره. میگن :چرا اینقدرخوشحالی؟ میگه؛ این همون کسیه که درو روی من بازمیکنه!!!
- ۱.۸k
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط