{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«برای دیدنت پر از دلیل عاشقانه ام»

«برای دیدنت پر از دلیل عاشقانه ام»
اگرچه بی اثرشده نگاه دلبرانه ام

دوباره انتظار تو دلیل ماندنم شده
وگرنه مثل ارگ بم شکسته صحن خانه ام

بهار ارزوی من دوباره کوچ می کند
قسم به ایه ی دلت، خزان بی نشانه ام

به هرکجا که میروی به خلوت خیال خود
پرازشکوه بارش و پراز غم شبانه ام

به انتطار دیدنت نشستم و نیامدی
شبی که می سرودمت به ذوق شاعرانه ام

اگر غزل سروده ام، فقط تو را نوشته ام
تویی غزل، تو قافیه، ردیف جاودانه ام

بیابه نور چشم خودخراب کن خرابه ام
که میشود نگاه تو بنای آشیانه ام !.
دیدگاه ها (۲)

از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش یکبار در عمرت قدمی هم نفسم ...

اهل امروزم و با حادثه ای پیر شدمو به زیبایی چشمان تو درگیر ش...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

‌باز من جا مانده ام در پشت آن چشمان تو نازنینم کی شود؟ تا د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط