آهای!ای رهگذر، تندتر!

آهای!ای رهگذر، تندتر!
هواطوفانی وهوهوی مرگ وباد می اید،
صدای زوز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هء گرگ وسگِ بیداد می اید ،
صدای شیوَنِ شومُرده وشمشاد می اید.
اهای، ای رهگذر،تندتر
که شب باسایه وحشت
فتاده روی بام و بر در و دیوار
درامدازدروکوچه
شبِ تاریک
چه وحشتبار.
خیابانِ درازِ این شبِ یلدا شده نا امن
که پشتِ سایه همسایه هم ،
هول و هراس و وحشت از مرگست.
چه ترسی که نخورم من
ز دستِ دیو و اهریمن.
بخواب ای همسر و کودک
به پایم پینه و کورک
به پشتم زخم
به پشتِ خونی ام خنجر،
بیا برخیز،ای خفته به خانه شبِ تاریک
زخون و خنجرت بگذر
و جان از مهلکه دربر
اهای! ای رهگذر ، تندتر !
دیدگاه ها (۱)

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

چند پارتی بازی ممنوع

چند پارتیپارت۲صبح که شد، عمارتِ سرخ شبیه به یک میدانِ جنگِ م...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

FALLEN ECHOESPart 12هیونجین وقتی از ساختمان متروکه خارج شد، ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixteen ویوی تهیونگ :بعد از رفتن...

بچه من داستان نوشتم. این بخش اوله اگر همایت شه قسمت دوم رو میزارم

صدای اذان موذنی کوچه را پرکردهو صدای خشاب هایی که ادب میکنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط