آهایای رهگذر تندتر

آهای!ای رهگذر، تندتر!
هواطوفانی وهوهوی مرگ وباد می اید،
صدای زوز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هء گرگ وسگِ بیداد می اید ،
صدای شیوَنِ شومُرده وشمشاد می اید.
اهای، ای رهگذر،تندتر
که شب باسایه وحشت
فتاده روی بام و بر در و دیوار
درامدازدروکوچه
شبِ تاریک
چه وحشتبار.
خیابانِ درازِ این شبِ یلدا شده نا امن
که پشتِ سایه همسایه هم ،
هول و هراس و وحشت از مرگست.
چه ترسی که نخورم من
ز دستِ دیو و اهریمن.
بخواب ای همسر و کودک
به پایم پینه و کورک
به پشتم زخم
به پشتِ خونی ام خنجر،
بیا برخیز،ای خفته به خانه شبِ تاریک
زخون و خنجرت بگذر
و جان از مهلکه دربر
اهای! ای رهگذر ، تندتر !
دیدگاه ها (۱)

《پلنگِ زخمی》غزال را بالای درختِ ممنوعه خوردنشوکا راورشکافِ ص...

کنارساحلِ آلوده از خاشاک چه خسته مردِ ماهیگیر نشسته برسرِ سن...

دودلداه بهم پیوستنددست در دستِ همازرودگذشتن ازادو رهاچشمهارا...

آنگاه که آئینه زلالِ اسمانبرزمین افتاد هزاران تکّه پاره شدکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط