سناریو

موقعی که داری آشپزی میکنی ...

نامجون : به به چه بویی !
شانس آوردم تو رو دیدم ، الان تو زندگیمی برام غذا می پزی وگرنه من که آشپزیم صفر صفره یا ورشکست میشدم به خاطر خرید غذای حاضری یا از گرسنگی میمردم ...
+ دور از جونت نامی جونم ، فعلا که منو داری خداروشکر کن :)️

جین : بو سوختنی به مشامم میرسه ...
+ جین هیونگ زیاد حرف نزن ، سرماخوردی حس بویاییت از کار افتاده ، برات سوپ درست کردم بخور زودتر خوب شی انقد به خاطر بو و طعم غذا غر زدی خسته شدم !
_ باشه بابا چرا عصبی میشی این چه طرز برخورد با ورد واید هندسامه ، ببخش دیگه غر نمیزنم ... خیلیم خوشمزست غذاهات 😅

جیهوپ : سانشاینم بازم داری پیاز سرخ میکنی ؟
+ همینطوره هوبی
_ بابا چرا تمام غذاهای شما ایرانیا پیاز داره توش ؟ واقعا برام سواله !
+ ببین دیگه باید عادت کرده باشی جای تعجب نداره که ، ما ایرانیا اصلا اول پیاز سرخ میکنیم بعد تصمیم میگیریم غذا چی بپزیم ...😂

شوگا : بوی گوشت سرخ شده میاد ، درست میگم ؟
+ دارم غذای مورد علاقتو درست میکنم ، مگه پیشی من گوشت دوست نداره ؟!
_ پیشی تو خیلی چیزا دوست داره عزیزم ...

تهیونگ : از پشت میاد بغلت میکنه ،
_ دوست دارم
+ میدونم این غذا رو دوست داری تهیونگ
_ گفتم دوست دارم نگفتم چی رو چی رو دوست دارم که ... منظورم این غذا نبود
+ آه ... تهیونگ منظو....
_ تو رو دوست دارم

جیمین : بزار کنم کمکت کنم خسته میشی
+ باشه جیمین شی مرسی اوپا
میاد کنارت وایمیسه و باهم غذای مورد علاقتون رو درست میکنید :)

جونگ کوک : چیکار میکنی ؟
+ آشپزی
_ خودتو زیاد خسته نکن ، من هر غذایی درست کنی و هر چقدر هم ساده باشه میخورم ،
ترجیح میدم بیشتر وقتت رو با من بگذرونی و سرحال باشی بانی کوچولو پس خودتو انقدر بابت اشپزی اذیت نکن ... 😉
دیدگاه ها (۰)

لذت اون یه دقیقه خواب بیشتر :)

کسی رو دارید ؟

واقعا دلتون برام تنگ میشه

سناریو

سناریووقتی یهو میری پیشش و محکم بغلش میکنی و گریه میکنی ❤️‍🩹...

جونگ‌کوک داره با هوش مصنوعی انگلیسی تمرین می‌کنه🐰👤: تو کره‌...

پارت۱۳ # حلقه_سکوت تهیونگ: ماچ بهت من میرم استراحت کنمات:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط