{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💕

💕

تا درون آمد غَمش
از سینه بیرون شد نفس

نازم این مهمان
که بیرون کرد صاحبخانه را...
دیدگاه ها (۱)

به خاطر آوردنت را دوست دارمچه زیبا مرا از هم می پاشی

قدیم بود میگفتن بی محلی کنی طرف میاد سمتت الان بی محلی کنی ا...

زندگی.......به رنجش می ارزد که تو...

گر دلم در عشق تو دیوانه شدعیبش مکنراهی یک گوشه ی میخانه شدعی...

#حکایت_قدیمی در زمانهای قدیم یک روستائی جل و پلاسش را برداشت...

ترجمه یادداشت نامجون در دفتر مهمان:«موزه ملی کره سفیر حسن نی...

دارد برای شاه مهمان می آید ....💔😭این محرم کربلا آمد به استقب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط