میبینی سکوتم را
....میبینی سکوتم را....
میبینی درماندگیم را.....
میبینی نداشتنت چه برسرفریاد خاموشم آورده است....
میبینی دیگر رویای داشتنت هم نمی تواند تن لرزه های شبانه ام را آرام کند....
میبینی هق هق نگاهم چه سردبردیوارهمیشه جاودانه نبودنت مشت میزند....
میبینی دیگرشانه هایم تاب تحمل خستگیهایم را ندارد....
دیگر حتی حسرت باران هم نمیتواند حسرت نداشتن توراکم کند.....
دیگرآنقدربغضم سنگین شده که توان گریستن نیست........
میبینی درماندگیم را.....
میبینی نداشتنت چه برسرفریاد خاموشم آورده است....
میبینی دیگر رویای داشتنت هم نمی تواند تن لرزه های شبانه ام را آرام کند....
میبینی هق هق نگاهم چه سردبردیوارهمیشه جاودانه نبودنت مشت میزند....
میبینی دیگرشانه هایم تاب تحمل خستگیهایم را ندارد....
دیگر حتی حسرت باران هم نمیتواند حسرت نداشتن توراکم کند.....
دیگرآنقدربغضم سنگین شده که توان گریستن نیست........
- ۲.۴k
- ۲۹ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط