{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گم شدن در کوچه های بی کسی حقم نبود

گم شدن در کوچه های بی کسی حقم نبود
وای این دلشوره ها دلواپسی حقم نبود

گفته بودم دوستت دارم نکردی باورم
بارها تفتیش کردن وارسی حقم نبود

دامنی از گل برایت هدیه آوردم ولی
این چنین پر پر شدن چون اطلسی حقم نبود

من که تنها هم نشینم اشک و یک آیینه بود
بی وفایی،،هم نشینی بابی کسی حقم نبود

گفته بودی تا نفس تا آخرین دم با منی
اینکه حالا بعد مرگم میرسی حقم نبود..!!!
دیدگاه ها (۷)

کسی که چشم به راهه از کسی که تو راهه خیلی خسته تره باور کن.....

نفسم بندِ نفس های کسی هست که نیست بی گمان در دلِ من جای کسی ...

حکم دل کردم... ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس چراد...

قمار عشق شیرین است اگر چه باز می‌بازمتواز آس دلت مغرور ومن د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط