HIDDEN LOVE
HIDDEN LOVE
part20
ویو جونگکوک:داشتم میرفتم به اتاقم دیدم سوجین چسبید به بازوم
سوجین:میشه باهم حرف بزنیم؟؟؟
جونگکوک:باشه فقط زودتر بگو(سرد)
(رفتن تو بالکن)
سوجین:تو واقعا عاشق خدمتکاری؟؟؟
جونگکوک:(اومد جلوتر) هه خدمتکار؟دفعه بعد بگو خانم این عمارت فهمیدی؟؟؟
سوجین:اون چی داره که من ندارم؟؟؟
جونگکوک:شاید مثل تو یه آدم خودخواه و خودپسند و مغرور و بی ارزش نیس
سوجین:یعنی بین من و اون اونو انتخاب کردی؟؟؟؟
جونگکوک:(خندید) یه تار موی اون رو با هیچکس عوض نمیکنم
(نذاشت سوجین حرفش رو بگه از اونجا رفت)
ویو جونگکوک:رفتم اتاق بورام دیدم که..
.
《۸ لایک
۶ کامنت》
part20
ویو جونگکوک:داشتم میرفتم به اتاقم دیدم سوجین چسبید به بازوم
سوجین:میشه باهم حرف بزنیم؟؟؟
جونگکوک:باشه فقط زودتر بگو(سرد)
(رفتن تو بالکن)
سوجین:تو واقعا عاشق خدمتکاری؟؟؟
جونگکوک:(اومد جلوتر) هه خدمتکار؟دفعه بعد بگو خانم این عمارت فهمیدی؟؟؟
سوجین:اون چی داره که من ندارم؟؟؟
جونگکوک:شاید مثل تو یه آدم خودخواه و خودپسند و مغرور و بی ارزش نیس
سوجین:یعنی بین من و اون اونو انتخاب کردی؟؟؟؟
جونگکوک:(خندید) یه تار موی اون رو با هیچکس عوض نمیکنم
(نذاشت سوجین حرفش رو بگه از اونجا رفت)
ویو جونگکوک:رفتم اتاق بورام دیدم که..
.
《۸ لایک
۶ کامنت》
- ۳.۸k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط