{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو هرگز نتوانم من از آن کوچه گذشتن ؛

بی تو هرگز نتوانم من از آن کوچه گذشتن ؛
دردلم یاد تو بودن یا بدنبال تو گشتن ؛
چو گذشتی زمن و کوچه و آن خاطره ها،
دررهی بی برگشت ؛
درخیالم همه جا خاطره بودن توست.
پای رفتن،من از آن کوچه ندارم بی تو،
بی تو مهتاب و شب و خاطره ها رفته ز یادم،
بی تو نقش گل و سنگ و لب آن جوی نخواهم ،
بی تو هرگز شب و صحرا و شباهنگ نخواهم.
چه نیازی است به کوچه؟
درنهانخانه جانم، غم عشقت ابدی خواهد بود.
حذر از عشق تو کردم ،لیکن
سفر از پیش تو تنها حرفی است.
بی تو آشفته خیالم ،بی تو افسرده دلم ؛
توبگو بادل دیوانه چه سازم بی تو؟
بی تو هرگزسفری بادل دیوانه ندارم،
بی تو هرگزپای ازبندگسستن نتوانم
بی تو هرگز نگذارم که خیالی،عشقی
بر دل و دیده چو رویا و شبح برگذرد،
تاکه از یاد برد ناله تلخی.
بی تو هرشب همه جا ظلمانی است
من چگونه گذر از کوچه توانم ؟
بی تو هرگز نتوانم من از آن کوچه گذشتن.
"بی تو هرگز"
دیدگاه ها (۸)

و مراآنقدر آزردی ..که خودم کوچ کنم از شهرت ..بکنم دل ز دل چو...

نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنیسر بجنبانی خودت را پیر پیدا ...

من آمده ام تا به ابد مال تو باشمپرواز کنی ؛ پر بزنم ؛ بال تو...

ﺍﺟﺎﺯﻩ ! ﻟﺤﻈﻪﺍﻱ ﺗﻮﻱ ﺧﻴﺎﻟﺖ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺑﺎﺷﻢ؟ﺩﻋﺎﯼ ﻟﺤﻈﻪﯼ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺳﺎﻟﺖ ﻣﯽ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط