{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
به‌پایان‌می‌رسد سردی وتوچون گل شکوفایی
قسم‌برسرخ لب‌هایت که توشیرین و شیدایی

جهان درچشم تو پیداست، در سیمای زیبایت
ستاره سر زد از چشمت تو‌گویی عین دنیایی

بهار و عشق در راه است و من حالا گرفتارم
به دام خم ابرویت تو که پنهان و پیدایی

تقارن دارد این سوز دل من ، ای جفا پیشه
چه‌باید‌کرد با این‌دل، دراین شب‌های رسوایی

سخن ازعشق‌می‌گویی توگویی صدغزل داری
بخوانم بیتی از باران ، بهاری مثل رویایی

دراین‌مهتاب‌شب‌های من تن خسته از هجرت
بگو ای دلبر مستم ، بگو امشب تو با مایی
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
Https://telegram.me/RomanticPoem
دیدگاه ها (۷)

...سلام‌ای‌حضرت‌عشق‌ای‌توکه ‌مهمان پاییزیتوراباچشم‌خواهم‌گفت...

...بیا تا با دل‌من همنوا چون یک‌غزل باشیمبیا ای آشـنای شب تو...

...شب‌ پاییزی ودرد دل ویادی که از چشمان تو ماندههمه‌یکسو، دل...

...چنان مستی که با چشم تو لیوانم شده لبریزبه مستی شـهره‌ شهر...

...خواندم که بدانی دل در تاب و تبی رفتبـا زمـزمـه عـشـق بـه ...

...دل تنهای من یک‌همسفر همراه می‌خواهدپر و بـالی برای پـر زد...

...به‌جز چشم‌قشنگ‌تو چه‌چیزی هست زیباتر توگویی دل‌اسیر ت...

...مهـتاب شبـم عــطر نگـاهـت دل من بردمن در طلب بوسه‌ ز شـوق...

...چشم بستی تا نبینی درد جان فرسای منرفتی و ماندم که باشی ...

...در حضور تو شعر، سروده رسوایی استغزل‌چشم توست وشام من رویا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط