{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقل آن است که مسکين اباعبدالله ست

عاقل آن است که مسکين اباعبدالله ست

قبله تا طاق دو ابروى تو را کم دارد

چون نمازي ست که انگار خدا کم دارد

همه ی خلق سر سفره تو مهمانند

کرم سفره تو باز گدا کم دارد

سر ما را به دو تا کيسه زر گرم نکن

سائل خانه ات اين بار دعا کم دارد

گريه کن هاى تو را قلب مصفا دادند

هر کجا گريه ی تو نيست صفا کم دارد

کاروانى پى ات افتاد و پى اش افتادم

ديدم انگار سگ قافله را کم دارد

من پى تربت بين الحرمينم، بفرست

چون مريضى که مريض است و دوا کم دارد

تا رسيدن به کمالات بلا بايد ديد

هر کسى که نرسيده ست بلا کم دارد

بين حج کرببلا رفتى و يعنى حج هم

نيست مقبول اگر کرببلا کم دارد

خانه ما دو سه ماه است حسينيه شده

اين وسط عکس تو را خانه ما کم دارد

عاقل آن است که مسکين اباعبدالله ست

هر کسى نيست در اين خانه گدا، کم دارد

گريه کم دارم و فرياد زدن، پس اى داد

مانده حالا جگرم بين دو تا "کم دارد"
دیدگاه ها (۱)

عاقل آن است که مسکين اباعبدالله ستقبله تا طاق دو ابروى تو را...

قلبش شکسته بود و نگاهش به راه بودپژمرده از ندیدن خورشید وماه...

...روزاول چون خدا خشتجهان را می سرشت/ملک جنت را به زیرپای ما...

...روزاول چون خدا خشتجهان را می سرشت/ملک جنت را به زیرپای ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط