---
---
Chapter: 1
Rāz dar Rag-hā
Part 19
---
📍 ویو: الا
بعد چند دقیقه از سوالای چرند سووجون خسته شدم.
هی میپرسید "چطور شد؟" "چی دیدی؟" "تهیونگ چی گفت؟"
حوصلهمو سر برد.
پریدم وسط حرفش و گفتم:
الا: من... من... من برم دستشویی.
سووجون ابروهاشو داد بالا:
سووجون: مواظب باش، میخوای باهات بیام؟
کلافه شدم، داد زدم:
الا: چرا باهام اینجوری رفتار میکنی؟
وقتی بحثِ کار و مأموریته، باهام مثل یه مأمور حرف میزنی، جدی، خشک...
ولی تا یه اتفاق برام میافته، یههو مثل باباها میشی!
یه بار بابامی، یه بار رئیسم!
تصمیمتو بگیر سووجون!
اومد چیزی بگه، ولی دیگه نذاشتم.
رفتم بیرون، مستقیم سمت پذیرش.
الا: ببخشید... عامم، سرویس بهداشتی کجاست؟
صندوقداره با لبخند گفت:
خانم: طبقه بالا فقط.
الا: آها... فقط چی؟
خانم: اسانسور خرابه، باید از پلهها برید.
فقط همینو کم داشتم.
یه آه کشیدم و گفتم:
الا: ممنونم.
حرکت کردم سمت پلهها...
هر پله برام سنگینتر از قبلی بود.
نه از درد زخم، از فکری که تو سرم میچرخید...
اون تهیونگ بود.
اون خودش بود...
و من هنوز نمیدونم قراره این راز تا کجا ادامه پیدا کنه.
---
Chapter: 1
Rāz dar Rag-hā
Part 19
---
📍 ویو: الا
بعد چند دقیقه از سوالای چرند سووجون خسته شدم.
هی میپرسید "چطور شد؟" "چی دیدی؟" "تهیونگ چی گفت؟"
حوصلهمو سر برد.
پریدم وسط حرفش و گفتم:
الا: من... من... من برم دستشویی.
سووجون ابروهاشو داد بالا:
سووجون: مواظب باش، میخوای باهات بیام؟
کلافه شدم، داد زدم:
الا: چرا باهام اینجوری رفتار میکنی؟
وقتی بحثِ کار و مأموریته، باهام مثل یه مأمور حرف میزنی، جدی، خشک...
ولی تا یه اتفاق برام میافته، یههو مثل باباها میشی!
یه بار بابامی، یه بار رئیسم!
تصمیمتو بگیر سووجون!
اومد چیزی بگه، ولی دیگه نذاشتم.
رفتم بیرون، مستقیم سمت پذیرش.
الا: ببخشید... عامم، سرویس بهداشتی کجاست؟
صندوقداره با لبخند گفت:
خانم: طبقه بالا فقط.
الا: آها... فقط چی؟
خانم: اسانسور خرابه، باید از پلهها برید.
فقط همینو کم داشتم.
یه آه کشیدم و گفتم:
الا: ممنونم.
حرکت کردم سمت پلهها...
هر پله برام سنگینتر از قبلی بود.
نه از درد زخم، از فکری که تو سرم میچرخید...
اون تهیونگ بود.
اون خودش بود...
و من هنوز نمیدونم قراره این راز تا کجا ادامه پیدا کنه.
---
- ۵.۸k
- ۱۶ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط