بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
پاسخ قسمت سوم :
در دریا نیز غرق نمی شد و به هلاکت دنیا و آخرت نمیافتاد.
اما فرعون و قومش، معکوس عمل کردند، به جنگ خدا رفتند، بر کفر و ظلم و جنایت خود افزودند، پس آنها هستند که از مسیر عدلخارج شدند، نه این که به خاطر تغافل و ظلم آنها، عدل خداوند سبحان زیر سؤال رود!
دقت شود که زیر سؤال بردن عدل خدا یا رحمت و مغفرت او، همه برای نفی کامل اوست، چرا که خدای ظالم که خدا نیست. خدایی که هستی و کمال محض نباشد و ضعف و نقص به او راه یابد که خدا نیست.
نکته مهم:
دقت کنیم که یکی از روشهای ضد تبلیغ این است که وقتی فسق، فساد، جرم، جنایت، ظلم و کشتار عدهای بر همگان روشن شد و دیگر جای هیچ توجیه و فراری باقی نماند، به نوعی حق، محق یا مثلاً مظلوم مورد ظلم واقع شده و حتی مقتول را مقصر نشان میدهند.
به عنوان مثال: میگویند: این رؤیا علت آن کشتار بود اگر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام کمی انعطاف به خرج میداد، ضربت نمیخورد چه اشکالی داشت اگر امام حسین علیه السلام، به صورت ظاهری و صوری هم که شده با یزید بیعت میکرد تا کربلا و عاشورا رخ نمیداد اگر فلسطینیها مقاومت نکنند، اینطور کشته نمیشوند اگر ایران تسلیم امریکا شود، امریکا دشمنی را کنار میگذارد و یعنی همیشه حق را علت بروز ظلم و باطل معرفی کرده و محکوم میکنند. نمیگویند: چرا فرعون با دیدن آن رؤیا، متذکر و آدم نشد و دست از ظلم برنداشت؟! بلکه میگویند: چرا خواب دید که بکشد؟!
یادمان هست که در دوران جولان آقایان خاتمی، مهاجرانی و به اصطلاح دگر اندیشان و قرائت جدیدیها، با صراحت و وقاحت می نوشتند: کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام، معلول و نتیجه شمشیر امام علی علیه السلام بود. البته نه این که تحلیل جامعه شناسی و رفتار شناسی و ریشهیابی بغضها را بدهند، بلکه ایشان را محکوم می کردند! چرا که برای زمینهسازی و مساعد نمودن شرایط، برای سوق دادن کشور به سمت امریکا، جوّ گفتمان را به راه انداخته بودند. در هر حال این کج اندیشی و قضاوت معکوس را بنا گذاشته و رواج دادند.
امروز نیز نمیگویند: دشمنی امریکا با ایران، بلکه میگویند: دشمنی ایران با امریکا! نمی گویند: این دشمنی امریکا به خاطر آن است که یک کشور غنی و مستعمره را از دست داده است، بلکه میگویند: علل دیگری دارد، از یک سو ما و ملت ما و انقلاب و نظام ما را خوب نمیشناسد و ما باید با گفتمانی نرم و به همراه لبخند، خودمان را به آنها پس از چند دهه استعمار و پس از گذشت 45 سال از انقلاب معرفی کنیم (پایان)(ص 1)
پاسخ قسمت سوم :
در دریا نیز غرق نمی شد و به هلاکت دنیا و آخرت نمیافتاد.
اما فرعون و قومش، معکوس عمل کردند، به جنگ خدا رفتند، بر کفر و ظلم و جنایت خود افزودند، پس آنها هستند که از مسیر عدلخارج شدند، نه این که به خاطر تغافل و ظلم آنها، عدل خداوند سبحان زیر سؤال رود!
دقت شود که زیر سؤال بردن عدل خدا یا رحمت و مغفرت او، همه برای نفی کامل اوست، چرا که خدای ظالم که خدا نیست. خدایی که هستی و کمال محض نباشد و ضعف و نقص به او راه یابد که خدا نیست.
نکته مهم:
دقت کنیم که یکی از روشهای ضد تبلیغ این است که وقتی فسق، فساد، جرم، جنایت، ظلم و کشتار عدهای بر همگان روشن شد و دیگر جای هیچ توجیه و فراری باقی نماند، به نوعی حق، محق یا مثلاً مظلوم مورد ظلم واقع شده و حتی مقتول را مقصر نشان میدهند.
به عنوان مثال: میگویند: این رؤیا علت آن کشتار بود اگر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام کمی انعطاف به خرج میداد، ضربت نمیخورد چه اشکالی داشت اگر امام حسین علیه السلام، به صورت ظاهری و صوری هم که شده با یزید بیعت میکرد تا کربلا و عاشورا رخ نمیداد اگر فلسطینیها مقاومت نکنند، اینطور کشته نمیشوند اگر ایران تسلیم امریکا شود، امریکا دشمنی را کنار میگذارد و یعنی همیشه حق را علت بروز ظلم و باطل معرفی کرده و محکوم میکنند. نمیگویند: چرا فرعون با دیدن آن رؤیا، متذکر و آدم نشد و دست از ظلم برنداشت؟! بلکه میگویند: چرا خواب دید که بکشد؟!
یادمان هست که در دوران جولان آقایان خاتمی، مهاجرانی و به اصطلاح دگر اندیشان و قرائت جدیدیها، با صراحت و وقاحت می نوشتند: کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام، معلول و نتیجه شمشیر امام علی علیه السلام بود. البته نه این که تحلیل جامعه شناسی و رفتار شناسی و ریشهیابی بغضها را بدهند، بلکه ایشان را محکوم می کردند! چرا که برای زمینهسازی و مساعد نمودن شرایط، برای سوق دادن کشور به سمت امریکا، جوّ گفتمان را به راه انداخته بودند. در هر حال این کج اندیشی و قضاوت معکوس را بنا گذاشته و رواج دادند.
امروز نیز نمیگویند: دشمنی امریکا با ایران، بلکه میگویند: دشمنی ایران با امریکا! نمی گویند: این دشمنی امریکا به خاطر آن است که یک کشور غنی و مستعمره را از دست داده است، بلکه میگویند: علل دیگری دارد، از یک سو ما و ملت ما و انقلاب و نظام ما را خوب نمیشناسد و ما باید با گفتمانی نرم و به همراه لبخند، خودمان را به آنها پس از چند دهه استعمار و پس از گذشت 45 سال از انقلاب معرفی کنیم (پایان)(ص 1)
- ۱.۴k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط