{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر از کوچه ما عشق را دزدیده است

یک نفر از کوچه ما عشق را دزدیده است
این خبر در کوچه های شهر ما پیچیده است
دوره گردی در خیابانها محبت می فروخت
گوییا او هم بساط خویش را برچیده است
عاشقی میگفت روزی روزگاران قدیم
عشق را از غنچه های کوچه باغی چیده است
عشقبازی در خیابان مطلقا ممنوع شد
عابری این تابلو را دور میدان دیده است
یک چراغ قرمز از دیروز قرمز مانده است
چشمکش را هیز چشمی خیره سر دزدیده است
می روم از شهر این دلسنگهای کوور دل
یک نفر بر ریش ما دلریش ها خنده است
دیدگاه ها (۱)

.عاقبت یک جایی ...یه وقتی ...دلت اهلـیِ یک نفر میشودو تو می ...

.عاشقت نشدمکه صبح‌هادر خواب ساکت خانه‌ایبی‌پنجره، بی‌درمانده...

آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبودچشم خواب آلوده اش را مستی رؤ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط