{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز که فلک سر جدایی را افکندی

امروز که فلک سر جدایی را افکندی
پیغام به کاغذ است و دیدار
به خواب🥀
ای دوست تو مرا به خود یار بگیر
تابوت مرا ز چوب شمشاد بگیر
آتش زدی همین طلای بیچاره ای ظار
از یاد او صد خبر دار بگیر🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

ای دوست من که به کوی تو رسیدممشکل پا از کوی تو پس کشیدنمشکل ...

این دشت دراز و کاروان بینی که می گذرددریا هرچه بزرگ و زیباست...

از درد دلم خبر ندارد حتا دریااین ارز مرا به نزد حضرتی نبرید🍃

آنکه از همه بدتر بود زخم تو بودسر به بیابان زدیم از دست خواه...

#شعر_قدیمی 🍃پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادستبلکه آن است سلیما...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ای باد صبا، به کوی آن یار گر بر گذری ز...

به نام خدا بخش ۳۸ پادشاهی بهرام گور شاهنامه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط