{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوگا :ا.ت

شوگا :ا.ت
ا.ت:هوم ؟
شوگا :تو برمی گردی خونه پیش ما
ا.ت:چ..چی؟ نه نه نه نمیخام
شوگا :اصلا چرا از همون اول رفتی هوم می‌دونی چقدر نگرانت شدیم .....(عربده)
که ا.ت پرد تو حرفش
ا.ت :شما میدونید من چقدر نگران شما بودم؟
مگه واسه من راحت بود؟شما بودید که در مورد سالم بودنتون چیزی به من نگفته بودی
عوضیاااا
شوگا:ما این کار رو فقط برای محافظت از تو کردیم
ا.ت:چ...چی؟

از اون روز ماه ها میگذره
ا.ت برگشته پیش پسرا و آشتی کردن
بچه ها هم از فهمیدن اینکه پدر دارن خیلی خوشحال شدن و الان با خوبی و خوشی کنار هم زندگی میکنن

پایاننننن
دیدگاه ها (۶)

کدوم رو بنویسم راستی اگر پشیمانی رو میخای پایانش شاد باشه یا...

رباتی که برای تحقیقات به مریخ رفت اما باتریش تموم شد و قبل ا...

آدرس رو برام فرستاد و گفته بود که خودش تنها خونست و بچه ها ر...

مثلث عشقی من پارت ۱۶:ا/ت: خواهش میکنم عزیزم ته: پس زوج هستید...

love in the dark⑤②چانهی نفس عمیقی کشید و با لحنی جدی چانهی:ب...

وانشات ریندو ( بشه خودمه🔪)یه توضیح کوچیک بدم ا/ت و ریندو توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط