{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنـی که تنهـاست

زنـی که تنهـاست
انتـظار را پشت پنجـره ی اشپزخانه ٫ با پرده ی حریر صورتی اش جا میگذارد
دلتنـگی را درون قوطی فلزی جواهراتش پنهـان میکند
عشـق را لا به لای شمعدانی های روی طاقچـه میکارد
و خودش را در خاکستـر سیگارهای نصفه نیمـه اش میسوزاند ..#یگانـه

#deep_feeling
دیدگاه ها (۱)

امنیت یک بوسه استیک دوستت دارمیک دلم برایت تنگ شدهیک چشمهایت...

قرار نیست همیشهبا تفنگ ‌و اسلحه آدم کُشت...گاهــے قاتلکســـے...

من نمی‌توانم باور‌کنم. فکر می‌کنم همه‌اش خواب می‌بینم. آخر چ...

قاصد تجربه های همه تلخبا دلم میگویدکه دروغی تو دروغکه فریبی ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ²⁷نور خورشید از لای پرده د...

«مردی بین ما »پارت ۱۸: «صبحِ خاکستری» اولین پرتوهای بی‌رمق خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط