{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

التماست می کنم چشمان خود را باز کن

التماست می کنم چشمان خود را باز کن
ای همه پشت و پناهم بحر خود اعجاز کن
از نفس افتاده ام جان علی حرفی بزن
من به پایان آمدم خیز و مرا آغاز کن
از حسن هر بار پرسیدم جوابش اشک بود
تو بگو از کوچه و این راز را ابراز کن
می کِشد‌‍ با گریه صورت بر کف پایت حسین
لااقل برخیز و این تشنه لبت را ناز کن
چند روزی میشود پیش تو من نامَحرمم
پس بیا حالا که داری می روی رو باز کن
سینه ات مجروحِ مسمار و پَر‍ِ تو سوخته
با چنین بال و پری آرامتر پرواز کن
دیدگاه ها (۱)

تشنه لب وقتی به سوی حوض کوثر می رودمی شود سیراب، از آنجا مطه...

وهّابیتِ کثیف! تو شیطانیملعون! تو برای ما کُری میخوانی؟زینب ...

‏انتخابات تمام شد. امروز وعده ها را رفتگرها از خیابان ها جمع...

یه مدت از ویس میرم حلال کنید یاعلی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط