{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باد شکن پارت ۱۲

باد شکن پارت ۱۲
هاروکا با اعصاب به هم ریخته به سمت نیره میرود. میخواهد یقه اش را بچسبد که سئو دست راستش را روی شونه ی هاروکا میگذارد. به هاروکا لبخند میزند.

سئو: ساکورا_کون اروم باش
هاروکا: ت..تو یکی خفه شو *سرخ*
نیره: سئو_سان تروخدا بگو داستان چیه؟
کاجی: چقدر سرو صدا میکنن

اومه میا با قدم های اروم به سمت انها میاید. همراه چهار پادشاه و دست راست هایشان ؛ اومه میا یک لبخند بزرگی میزند.

اومه میا: میبینم که همتون اینجایید خب برم سر اصل مطلب
هاروکا: بگو
اومه میا: ما میریم .....
هیراگی: اومه میاااااا
اومه میا: باشه باشه راستش قراره بریم یه جایی و شهر و فورین رو به شما میسپاریم امروز
سئو: حتما جای مهمی که همتون میرید
نیره: سئو_سان راست میگه کجا میرید؟

نیره دفترش را باز میکند.

اومه میا: عههه خب راستش
هاروکا: به ما چه کار ما فقط محافظت از شهر و مردمه سوال داره؟

همه به هاروکا خیره میشوند. تسوباکی لبخند میزند و به سمت هاروکا میرود. او را محکم بغل میکند.

تسوباکی: ساکورا_چان تو چقدر نازیییی
هاروکا: خ... خفه شدم
اومه میا: تسوباکی بیا دیگه بریم و ممنون ساکورا
هاروکا: خ.... خواهش میکنم*سرخ*

همه پشماشون ریخته بود. (چطوری این رو نوشتاره کنم خدایی😂😂)
همه از شدت تعجب دهنشان باز ماند.(این بهتره)

بعد از غروب افتاب و به خانه رفتن نیره ، هاروکا و سئو بالاخره باهم تنها شدن. هاروکا که مثل همیشه تا لحظه ی بسته شدن در خانه ی نیره به ان خیره میشد. بعد از بسته شدن در به سئو نگاهی کرد.

هاروکا: تو....... ب.. بیا بریم پارک ببینم برای چی اینکارو کردی؟ *سرخ*
سئو: یعنی معلوم نبود؟
هاروکا: ...... خفه شووو


خب دیگه رسیدم به جاهای قشنگ 😌
اگه یکی یه فیک از سئو و ساکورا پیدا کرد لطفا به منم بگه.... منم میخوام😭💔
دیدگاه ها (۸)

بادشکن پارت ۱۱تسوباکی: اخرین باری که دیدیمش فکر کنم ۱ سال پی...

خبر از بادشکن دارم یاه یاهخب ببینید بخاطر چپتر های جدید فن ه...

باد شکن پارت ۱۰هاروکا برمیگردد تا سئو را ببیند اما...... صور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط