📝#هراس

📝#هراس
جوهر سبز طبیعت بر جنگلی خفته خودنمایی میکرد
پیرمردی ایستاد
و صدایی که خنجر شد
بر درختی که #هراس داشت از تبر
گوشِ شاخه هایش تیز شد
برگ برگ عمرش به زمین ریخت

کلبه ای در جنگل گرمای آتش را لمس کرد
و هیزمی سوخت دور از چشم درختانی که تبر کابوسشان شد
و جنگل دوباره به خواب رفت

#سمیه_ظاهری
دیدگاه ها (۲۴)

The combination of animals

پرنسس اولیس: دختری که خودش را نمیشناخت

p1

(سناریو فرفره های انفجار)(BL)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. نفس‌نفس‌زنان بی‌...

#عشق_در_نزدیکی_قصر#part_2#Jeon_victor#jeon_rina««پژواکِ درد ...

در جست و جوی حقیقت(پارت ۱۴)

#کاشکی_میشد_دوباره_به_زمین_برگردم. #Part 1هوای دم‌کرده‌ی تاب...

Rofile of the wolf...10

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۵با اینکه فضایِ باغچه پر از خند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط