جانِ دل!

جانِ دل!
باور کن من هم دوست دارم
جمعه‌ها آرام‌تر نفس بکشم
چای زعفران دم کنم
با چند دانه هِل
و با خیالی آسوده تکیه کنم
به دیوار خیالت!

فکر کنم، فکر کنم، فکر کنم
و لابه‌لای دریای دلتنگی‌هایم
ناگهان بیایی و بگویی:
هفته‌ی بدونِ منِ سختی بود جانم
جمعه‌مان بخیر.‌.
دیدگاه ها (۲)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ³ویو اتحدود نیم ساعت از رفتن مامانم...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part²"توصیف در یک جمله:آتش زیر خاکستر"جونگ‌کوک...

چند پارتی بازی ممنوع

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

صدای شلیک

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط