می دانم که رفته است
می دانم که رفته است
می دانم که دیگر بر نمی گردد
می دانم...
می دانم...
همه چیز را می دانم
اما نمی دانم چرا
بی تاب شده اند موهایم
از زیر و رو خیال دستانش را دارند
کاش هرگز موهایم را نمی بافت
آخر موهایم
انگشتان نوازشگرانه ی مادرم را می خواهند . . .
می دانم که دیگر بر نمی گردد
می دانم...
می دانم...
همه چیز را می دانم
اما نمی دانم چرا
بی تاب شده اند موهایم
از زیر و رو خیال دستانش را دارند
کاش هرگز موهایم را نمی بافت
آخر موهایم
انگشتان نوازشگرانه ی مادرم را می خواهند . . .
- ۱.۵k
- ۰۵ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط