تا خاستم بهش نگاه کنم ماشین رو نگه داشت

تا خاستم بهش نگاه کنم ماشین رو نگه داشت
من ریده بودم تو خودم و نمیدونستم چی کار کنم
ات:نمی خای اسمت رو بگی؟ خب نگو چرا ماشینو زدی بغل ؟؟
مایک :امم اسمم مایک هس. اسم تو
ات:لازم نیست بدونی
داشت توی تخم چشام زل میزد که گفتم
ات:ها تاحالا ادم ندیدی
بدون هیچ توجهی ماشین رو روشن کرد
یه ماشین اسپرت دیگه جلوی مارو گرفت مایک پیاده شد و ببینه چه خبره فهمیدم که اونا دوستاش بودن تا سوار ماشین شد بهم گفت
مایک :دوس داری یکم ماشین بازی کنیم...
ات:چی؟ یعنی چی؟ چی میگی ماشین بازی دیگه چه گوهیه؟
مایک :فقط کمر بند تو ببند
ماشین رو روشن کرد و مسابقه رو شروع کردن مایک داشت جوری میروند که کم کم داشتیم از جو زمین خارج میشدیم
ات:مایییکککککک( با جیغ)ریدم دهنتتتتتت بسههههه ارومممم
مسابقه تموم شد ماشین رو زد بغل
مایک :خیلی حال داد مگه نه
ات:یعنی چی حال داد تو قرار بود منو برسونی خونه نه که منو به کشتن بدی
خلاصه رسیدیم خونه ماشین رو جلو در پارک کرد و تا خواستم داخل خونه بشم....
بقیه پارت بعدی :)))))))))
دیدگاه ها (۰)

Part:42 دوستان چون دیر شرایط رو می‌رسونید من دیر به دیر اینت...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

the lost leaves/رمان جیمین

ات با صدای لرزون گفت:ـ کجاست؟جیمین سرش رو بالا آورد.ـ ات، بذ...

debt (part 4)

پارت ²که سرشو آورد بالا..الان باید کجا میرفت..اون جایی رو ند...

رمان: تا وقتی که عاشقت بشم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط