🍃

🍃

‍ دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویس
دو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس...

آه دکتر! سرِ من درد بزرگی شده است
بره ی لعنتی ام عاشق گرگی شده است

سرد شد از تن من... دل به خیابان زد و رفت
گرگِ من بره نچنگیدهِ به باران زد و رفت

آه دکتر! لبِ او «صبر و ثباتم» می داد
دوش «وقت سحر از غصه نجاتم» می داد!!

آه دکتر! نفست گم شده باشد سخت است
نفست همدم مردم شده باشد ، سخت است

دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویس
دو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس...

#مهتاب_یغما

پ.ن:تصویر نمای بارانی از ارگ کریم خان.شیراز
دیدگاه ها (۳)

روحش به پاییز تعلق داشت؛به خش خش برگ ها و هواى مه آلود، به ن...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت چهارمصبح روز بعد، کوک زودتر از ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

dark life =22

دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویسدو سه شب پرسه زدن توی خیا...

دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویسدو سه شب پرسه زدن توی خیا...

دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویسدو سه شب پرسه زدن توی خیا...

دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویسدو سه شب پرسه زدن توی خیا...

دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویسدو سه شب پرسه زدن توی خیا...

آه دکتر! سرِ من درد بزرگی شده استبره ی لعنتی ام عاشق گرگی شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط