{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو فرودگاه بودم دیدم یه پسر بچه معصوم داره واکس میفروشه

تو فرودگاه بودم دیدم یه پسر بچه معصوم داره واکس میفروشه
دلم سوخت گفتم برم ازش بخرم
رفتم پیشش گفتم
آقا پسر چنده؟
گفت "٧٠٠،٠٠٠ تومن"
گفتم مگه این واکس ها رو از چی ساختی؟




یه لبخندی زد و گفت :مرده شور اون قیافت ببرن اینا خاویاره واکس نیست!
دیدگاه ها (۳)

انصافا خارجیا چطور میخوان زبون مارو یاد بگیرن ... ها= بله ها...

دیگه اخرین راه حل ک برای لاغری به ذهنم میرسه خوردن مایع ظرفش...

ر:

برای همه اردیبهشتیا :)

پارت دهم

عشق زیر نور ماه | قسمت ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط