تو فرودگاه بودم دیدم یه پسر بچه معصوم داره واکس میفروشه
تو فرودگاه بودم دیدم یه پسر بچه معصوم داره واکس میفروشه
دلم سوخت گفتم برم ازش بخرم
رفتم پیشش گفتم
آقا پسر چنده؟
گفت "٧٠٠،٠٠٠ تومن"
گفتم مگه این واکس ها رو از چی ساختی؟
یه لبخندی زد و گفت :مرده شور اون قیافت ببرن اینا خاویاره واکس نیست!
دلم سوخت گفتم برم ازش بخرم
رفتم پیشش گفتم
آقا پسر چنده؟
گفت "٧٠٠،٠٠٠ تومن"
گفتم مگه این واکس ها رو از چی ساختی؟
یه لبخندی زد و گفت :مرده شور اون قیافت ببرن اینا خاویاره واکس نیست!
- ۱۳.۴k
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط