{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازآی که از عشق تو من کام بگیرم

بازآی که از عشق تو من کام بگیرم
چون خلسه ی سیگار من آرام بگیرم

رسوا شده ی شهرم و در خویش شکستم
بسپار دلت را که سرانجام بگیرم

بگذار که من مست تو باشم و لبالب
هی جام پس از جام پس از جام بگیرم

با قاصدک صیح غزل خوان تو باشم
با عشق تو از پنجره پیغام بگیرم

آبادی من باش که در بطن غزلها
از عطر تو و موی تو الهام بگیرم

تا دست حوادث ندهد حُکم جدیدی
مانم که جزای تو به فرجام بگیرم

تاکی بنشینم که تو از راه بیایی !
یا نامه ی سربسته ی بی نام بگیرم ؟!
دیدگاه ها (۳)

لامُروّت ، شانه هایت دردِ بی درمانِ کیست؟چشمهایِ لوطی ات ، د...

نه! نگفتم دوستت دارم ولی جانم توییخالق هر لحظه از این عشق پن...

خدایــــــــــــا التمـــــــــــاست مــــــی کنـــــــــمهم...

خواب می دیدم که در باران پرستیدم تو راچشم من روشن،درآن رویا،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط