گاهی بخوان ز دفتر شعرم ترانه ای
گاهی بخوان ز دفتر شعرم ترانه ای
بنگر که غم به وادی مرگم کشانده است
تنها مرا به تشنه طوفان من ببین
ای بس حدیث تلخ که ناگفته مانده است
گفتم :ز سرنوشت بیاندیش و اسمان
گفتی:غمین مباش که ان کور و این کر است
دیدی که اسمان کر و سرنوشت کور
صدها هزارمرتبه از ما قوی تر است ..
بنگر که غم به وادی مرگم کشانده است
تنها مرا به تشنه طوفان من ببین
ای بس حدیث تلخ که ناگفته مانده است
گفتم :ز سرنوشت بیاندیش و اسمان
گفتی:غمین مباش که ان کور و این کر است
دیدی که اسمان کر و سرنوشت کور
صدها هزارمرتبه از ما قوی تر است ..
- ۵۴۰
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط