{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی بخوان ز دفتر شعرم ترانه ای

گاهی بخوان ز دفتر شعرم ترانه ای
بنگر که غم به وادی مرگم کشانده است
تنها مرا به تشنه طوفان من ببین
ای بس حدیث تلخ که ناگفته مانده است
گفتم :ز سرنوشت بیاندیش و اسمان
گفتی:غمین مباش که ان کور و این کر است
دیدی که اسمان کر و سرنوشت کور
صدها هزارمرتبه از ما قوی تر است ..
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ...ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪﺑﻮﺩﻧﺶ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﺤﺾ ﺍ...

دلم گرفته از تو و این دنیای بی حیا از تو که رفتی و از دنیایی...

بعضی " آه " ها راهر چقدر هم که از ته دل بکشیباز هم سینه ات خ...

دِلــــم بــاران می خواهــــدبــارانی آرام….امــــا طـولانــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط