{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابپاتریک چرا انقدر ناراحتی

باب: پاتریک چرا انقدر ناراحتی؟
پاتریک: امروز یه بچه رو دیدم داشت سر چهارراه گل میفروخت
باب: از دیدن اون بچه ناراحت شدی؟
پاتریک: نه
باب: پس چی ناراحتت کرده؟
پاتریک: همین دیگه،از این ناراحتم که فهمیدم دیدن اینجور بچه ها انقدر واسم عادی شده که دیگه ناراحتم نمیکنه
دیدگاه ها (۵)

واقعا

رمان نابودی پارت ۴

اما من خودم انتخاب نکردم🥺ویو سوفیا:دوباره از اتاق سول صدای ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط