{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شَب در خم گیسوی تو عابر می شد

شَب در خم گیسوی تو عابر می شد
با هر نفست بهار ظاهر می شد!
ای فلسفه ی شگفت ، افلاطون هم
با دیدن چشـمان تو عاشق می شد.
دیدگاه ها (۱)

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

غریبه‌ای‌ستکه شب را با سایه‌ی خودش قسمت می‌کندموهای بادخورده...

عاشقانه های شبنم

زن دنبال شاهزاده‌ی پولدار یا مدل روی جلد نیست...یه مرد می‌خو...

عشق نام توست که هر لحظه در رگ هایم جاریستتو به مانند پیچکی ل...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

اگر باور کنی یا نه تو را در خواب میدیدمدو چشمان قشنگت را شرا...

✨سلام ای آشکارکننده‌ی نشانه‌های حق❤️در روزهای پر از دلتنگی،ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط