{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این عکسو پری جون واسم درست کرده دستش درد نکنه خوب بیفرمای

این عکسو پری جون واسم درست کرده دستش درد نکنه خوب بیفرمایییین نظر یادتون نره ✶ستارگان عاشق✶
پارت➊➊
از خواب بیدار شدم سهون هنوز خواب بود،از جام بلند شدم دیدم جیون نیس.سرویس بهداشتیو نگاه کردم نبود،در اتاقو باز کردم و دیدم هیچکی نبود،رفتم سهونو تکون دادم و گفتم:بیدار شو .چشماشو باز کرد.دستشو کشیدم و گفتم :یالا باید بری بلند شدو گفت:باشه بعدا بهت زنگ میزنم_شمارمو از کجا اوردی؟& از گوشیت به خودم زنگ زدم.دیگه میرم.رفت در روبرویی و بازش کرد جلو در وایستاده بودمو بهش نگاه میکردم.لحظه ای که میخواست درو ببنده بهم نگاه کرد و چشمک زد، لبخند زدم و درو بستم.من الان رسما شدم مال سهون.نفس عمیق کشیدم و رفتم تا آهنگ بنویسم باید روی آلبوم جدید کار میکردم./////
✾سهون✾
واقعا عاشقش شدم باید به کریس بگم که این شرط تمومه.سهون آخه چرا عاشقش شدی؟ میخواستی اونو عاشق کنی خودت عاشق شدی آخ پسره احمق.رفتم تو اتاقو دروبستم،کریس و دیدم گفت:اومدی؟کجابودی؟ـباهات کار مهمی دارم لطفا گوش کن&بزار من بهت بگم بعد تو...ـبرای من مهم تره،من واقعا عاشق هیومین شدم و خیلی دوسش دارم اونم عاشق منه،ما همدیگرو دوست داریم،لطفا دیگه این شرطو فراموش کن و با هیومین کاری نداشته باش.
✳کریس✳
منم هیومینو دوست داشتم اما تو چشمای عاشق سهون چی بگم چی میتونم بگم هیومین اونو دوست داره پس من اضافیم.با بیخیالی و غرور همیشگیم گفتم:آه خیلی خوبه واقعا عالیه من خسته شده بودم و هی مجبور بودم غرورمو بزارم کنار خوب شد که دیگه شرطی نیس آخییییش راحت شدم.سهون خندید و با خوشحالی گفت:واقعا؟واااای دوست دارم. خودمو پرت کردم رو تخت اومد بپره روم جیغ کشیدم:برو تا نظرم عوض نشده. معلوم بود خیلی خوشحاله و داره میمیره اما من داخل دلم غوغا بود یه کوه آتش فشان فوران کرده.این غرور لعنتی شده همه کاره من،داره زندگیمو تباه میکنه،اما این استایله منه.احساس میکردم بغض گلومو گرفته،سهون رفته بود روتختش و هی بالا و پایین میپرید.از تو کیفم دوتا سی دی که قرار بود یکیشو بدم به سهونو در اوردم.هر دوتاشو شکوندم و انداختمشون تو سطل آشغال.قلبم درد میکرد.درو باز کردم و از اتاق رفتم بیرون.////
❂هیومین❂
تو کلاس نشسته بودمو آدامس میجوییدم.امروز تمرین رقص تانگو داشتیم،لوهان و بورام هی بهم چشمک میپروندن،ااه بیشورای خرشانس،دیدم کریس اومد تو،لبخند زدم نیم نگاهی بهم انداخت بعد رفت نشست،انگار عصبانیه.اوووف وللش،سهون با خوشحالی اومد تو.رفت رو میز معلم نشست و کوبید به میز:لطفا یه لحظه گوش کنین میخوام خبر مهمی رو بگم.همه برگشتنو بهش نگاه کردن.جی بی:چیه؟ چیزی شده؟سهون بلند شد و دست منو کشید با تعجب بهش نگاه میکردم.پشتم وایستاد و دوتا دستشو گذاشت رو شونه م و گفت:از امروز پارک هیومین رسما دوست دختر منه و به عبارتی برده ی من! همه زدن زیر خنده.اخم کردم و بهش نگاه کردم_هی!
سهون:هنوز حرفم تموم نشده،ما از امروز با هم قرار میزاریم.لطفا مراقب هیومین باشین ممنونم.بعد اومد جلوم وایستاد.عصبانیم کرده بود.آروم گفت:اینم قدم اول موفق باشی.محکم پاهامو کوبیدم رو پاهاش و رفتم نشستم سرجام.جسیکا بلند شد و از کلاس رفت بیرون.همه دخترا ریختن سمت من،که یهو معلم اومد تو.
معلم=(خوب سلام بچه ها لطفا بلند شین بریم سالن رقص آه یادم رفت من کیم سانگ می هستم امیدوارم از من خوشتون بیاد)یه خانوم ۳۰ ساله بود واااو چه هیکلی داشت .صدای در اومد.جسیکا درو باز کرد و گفت:ببخشید خانوم و تعزیم کرد.خانوم کیم گفت:جسیکا جانگ؟ &بله خودم هستم. خانوم کیم:آه توخیلی خوشگلی دلم میخواست از نزدیک ببینمت&خیلی ممنون.یکم دقت کردم چشماش قرمز شده بود.سهون پوزخند زد./// تو سالن رقص وایستاده بودیم.خانم کیم:خوب بزارین گروه بندیتون کنم.امممم خوب کیا اینجا دوس پسر و دوس دخترن؟همه خندیدیم.لوهان و بورام و سهون دستشونو بردن بالا.خانم کیم:خوب لوهان تو با کی؟لوهان:بورام.خانم کیم:آه بله خبراشو شنیدم.شما دوتا توی گروه.بیاین این گوشه وایستین.خوب سهون تو با کی؟ کسی دستشو نبرده بالا.جالبه! همه زدن زیر خنده.سهون:من با هیومینم فقط این دختر یکم کله شقه.اومد جلوم وایستاد جیون و کیوری کنار من وایستاده بودن.ریز ریز میخندیدن.چپ چپ نگاهش کردم.دستمو گرفت و کشید،کنار بورام و لوهان وایستادیم.خانم کیم:خوب دیگه کسی نیس؟باشه خودم الان گروه بندیتون میکنم.بزار ببینم.کای! برو پیش زوج ها.اومد پیش سهون وایستاد.رفت جلو دخترا و گفت:جیون و کای یه زوج.کیوری و بکهیون،چانیول و ایون جونگ،جسیکا و کریس.همگی داشتن اعتراض میکردن.یونا و جی بی.سوزی و مارک.....
داشتم از خنده میمردم و سهون با تعجب بهم نگاه میکرد.کل بچه ها داشتن اعتراض میکردن و خانم کیم خوشحال بود.یک مرد اومد تو و تعظیم کرد.ماهم تعظیم کردیم.خانم کیم رفت کنارش و گفت:خوب شروع میکنیم.آهن
دیدگاه ها (۱۰)

نظر یادتون نره عشقولیا ممنونم از دوستای گلم با نظراشون شیمند...

خوب خوب چالش بود منم شرکت کردمシ

سیلام دوستای گلممممهیومین خوجله اومده

سلوووم بچه ها نظر یادتون نره ها!❊ستارگان عاشق✽پارت➓به دنبال ...

پارت ۲ اقای؟ وقتی رسیدن بورام رو بغل کرد و برد داخل یه اتاق...

. پارت۴بورامنور افتاب داشت بهم میتابید چشمامو باز کردم تو ب...

پارت۸برورامبیدار شدم ساعت۱۱ بود کوک کنارم نبود حتما رفته سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط