امشب غزل با نام باران مینویسم
امشب غزل با نام باران مینویسم
باجوهر اشک فراوان مینویسم
/
امشب تمام خاطرات رفته ات را
بر گونه های خیس ایوان مینویسم
/
امشب تمام دردهای مانده ات را
بی واسطه بی اسم و عنوان مینویسم
/
امشب به یمن رفتنت از این حوالی
ابیات خیسم بر خیابان مینویسم
/
امشب که در چشم شما پیداترینم
دل وایه های خویش پنهان مینویسم
/
سخت ست ازاین فاصله چشمت سرودن
اما من امشب سهل و آسان مینویسم
/
یادم نمی آید تو اینم بوده باشی
پس لاجرم نام تو را آن مینویسم
/
از دست دادم تا همه دیروز هایم
امروز خود را غرق تاوان مینویسم
/
لبخند هایم در خیالت می گریزند
پس امشبی با چشم گریان مینویسم
/
باجوهر اشک فراوان مینویسم
/
امشب تمام خاطرات رفته ات را
بر گونه های خیس ایوان مینویسم
/
امشب تمام دردهای مانده ات را
بی واسطه بی اسم و عنوان مینویسم
/
امشب به یمن رفتنت از این حوالی
ابیات خیسم بر خیابان مینویسم
/
امشب که در چشم شما پیداترینم
دل وایه های خویش پنهان مینویسم
/
سخت ست ازاین فاصله چشمت سرودن
اما من امشب سهل و آسان مینویسم
/
یادم نمی آید تو اینم بوده باشی
پس لاجرم نام تو را آن مینویسم
/
از دست دادم تا همه دیروز هایم
امروز خود را غرق تاوان مینویسم
/
لبخند هایم در خیالت می گریزند
پس امشبی با چشم گریان مینویسم
/
- ۱.۷k
- ۲۲ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط