پارت۹《زمان عشق》بخش اول:
پارت۹《زمان عشق》بخش اول:
《time love》
ا/ت( × )
×از اتاق زدم بیرون که همون موقع چشمم به اون دوتا مرد افتاد که هوآرا باهاشون برخورد کرده بود
با جدی یت به سمت شون رفتم و که همون لحظه یه گارسون از کنارم با سینی ی از جام شراب عبور کرد
یکی از جام شراب ها رو از رو سینی برداشتم و به سمتشون راهی شدم
ویو ته و کوک
÷با کوک یه گوشه نشسته بودیم که دیدم یکی از معروف ترین مدلای اینجا داره میاد سمت مون
+خیلی تعجب زد به ته داشتم نگاه میکردم اونم همین طور، آخه دختری که داشت سمت مون میومد، یکی از معروف ترین مدلای اینجاس و هرکسی تا حالا ندیدتش
(بچه ها جونگ کوک یجورای رو ا/ت کراشه)
÷ کوک آروم سرشو برد تو گوشم و زمزمه کرد و گفت:
+ ته میگم نکنه وارلزی ا/ت بخاطر اتفاقی که جلو در ورودی اتفاق افتاد داره میاد پیشمون؟!
÷ اممم نمیدونم.... یدقیقه وایسا ببینم!
کوک تو ا/ت وارلزی رو از کجا میشناسی😐
(بع مدل های معروف وارلزی میگن البته تو رمان من)
+بچ مثل اینکه یادت رفته هااا اون یه مدل معروفه و خب طبیعیه که همه بشناسنش😑
÷آهاا آره راس میگی اصلا هواسم نبود🤧
+اوا اومد
(هردوتاشون به سمت ا/ت چرخیدن و صاف وایستادن و با یه لبخند رو لبشون، در انتظار وایسدن)
×میره روبه روشون با جدیت می ایسته و یه قلوپ تاز جام شرابش رو بالا میکیشه و میگه....
《time love》
ا/ت( × )
×از اتاق زدم بیرون که همون موقع چشمم به اون دوتا مرد افتاد که هوآرا باهاشون برخورد کرده بود
با جدی یت به سمت شون رفتم و که همون لحظه یه گارسون از کنارم با سینی ی از جام شراب عبور کرد
یکی از جام شراب ها رو از رو سینی برداشتم و به سمتشون راهی شدم
ویو ته و کوک
÷با کوک یه گوشه نشسته بودیم که دیدم یکی از معروف ترین مدلای اینجا داره میاد سمت مون
+خیلی تعجب زد به ته داشتم نگاه میکردم اونم همین طور، آخه دختری که داشت سمت مون میومد، یکی از معروف ترین مدلای اینجاس و هرکسی تا حالا ندیدتش
(بچه ها جونگ کوک یجورای رو ا/ت کراشه)
÷ کوک آروم سرشو برد تو گوشم و زمزمه کرد و گفت:
+ ته میگم نکنه وارلزی ا/ت بخاطر اتفاقی که جلو در ورودی اتفاق افتاد داره میاد پیشمون؟!
÷ اممم نمیدونم.... یدقیقه وایسا ببینم!
کوک تو ا/ت وارلزی رو از کجا میشناسی😐
(بع مدل های معروف وارلزی میگن البته تو رمان من)
+بچ مثل اینکه یادت رفته هااا اون یه مدل معروفه و خب طبیعیه که همه بشناسنش😑
÷آهاا آره راس میگی اصلا هواسم نبود🤧
+اوا اومد
(هردوتاشون به سمت ا/ت چرخیدن و صاف وایستادن و با یه لبخند رو لبشون، در انتظار وایسدن)
×میره روبه روشون با جدیت می ایسته و یه قلوپ تاز جام شرابش رو بالا میکیشه و میگه....
- ۱۶۶
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط