{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو با این کوچه ی بن بست درگیرم هنوز

بی تو با این کوچه ی بن بست درگیرم هنوز
با صدای عقربه هر لحظه می میرم هنوز

اخم سرد آینه_ دلتنگی و دلواپسی
ناگزیر و در گریز از چنگ تقدیرم هنوز

دولت عشق است و سردمدار شیدایی منم
همچنان‌ فرهاد ومجنون از اساطیرم هنوز

بیش از این از آب و نان غصه لبریزم مکن
از طعام تلخ هجرانت بسی سیرم هنور

لعنتی آخر چرا رفتی و تقصیرم چه بود؟
تا که رفتی پیر گشتم _ لاجرم پیرم هنوز

بی وفا من لایق این بی وفایی نیستم
نام جرمم چیست آخر_ غرق زنجیرم هنوز

با غم تنهایی ام دارم مدارا می کنم
در فراقت انتقام از خویش می گیرم هنوز

با سپاه خاطراتت بی امان می جنگم و
یک تنه درگیر این جنگ نفس گیرم هنوز

من که می دانم نمی آیی _ ولی آیینه گفت
می رسد روزی _ خوش از لبخند تزویرم هنوز
دیدگاه ها (۳)

عاشقش بودم ، ولیکن گفت این یک عادت استاو نمی دانست قلبم عاشـ...

بختیاریگمو دارم , که عشقت , گله یاسه عشقی که سی دلم ی...

سختی‌ها را جدی نگیر!اصلا بگذار از این همه خونسردی‌ات تعجب کن...

. من نمیتونم وقتی میبینمتمثه حافظ و مولانا برات شعرِ عاشقانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط