{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز گر چه صدایت غریب و غمگین است

هنوز گر چه صدایت غریب و غمگین است
بلند حرف بزن،گوش شهر سنگین است
بلند حرف بزن ماه بی قرینه،ولی
مراقب سخنت باش،شب خبرچین است
مراقب سخنت باش و کم بگو از عشق
شنیده ام که مجازات عشق سنگین است
اگر به نام تو دستی به آسمان برخاست
گمان مبر که دعا می کنند،نفرین است....
به قدر خوردن یک چای تلخ با من باش
که تلخ با تو عزیزم هنوز شیرین است
مرا به خوب شدن وعده می دهی اما
شنیده ام همه ی وعده ها دروغین است
به حال و روز بد پیش از این چه می نالی؟
چه ماجرا که به تقدیرمان پس از این است...
ناصر حامدی
دیدگاه ها (۲)

من ميكشم دست از تو وقت ناگواري!لعنت!عجب حرف دروغ شاخداري!شك ...

وقتي قلبم در دل تو مي تپدچه جوري از خودم بگويم ؟وقتي تو را ص...

.چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری استجای گلایه نیست! که این رس...

تکیه کلامش بود:فرق نمی کرد موقع سلام یا وقت خداحافظی ،می گفت...

سایه مافیا

برید خررر ذوق شیدپارت ۹۱ | «بالاخره حرف بزن...»دو روز گذشت.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط