{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ¹²
رمان::من عاشق معلمم شدم
نویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے

تهیونگ:مگه دست توعه؟
★امیلی::تهیونگ جونگکوک رو انداخت رو کولش و جونگکوک هم همش به تهیونگ ضربه میزد تا ولش کنه★
جونگکوک:ولم کننننن
تهیونگ:صبر کن الان به ماشین می‌رسیم
جونگکوک:نمییخواممممم من با تو هیچچ جاا نمیاممممم
تهیونگ:خب تو نیا خودم میبرمت
جونگکوک:ولم کننننن
تهیونگ:نُچ
★امیلی::تهیونگ جونگکوک رو برد و گذاشت تو ماشین و خودش هم سوار ماشین شد★
جونگکوک:الان دقیقا من چرا باید بیام خونه ی تو؟؟؟
تهیونگ:چون من میخوام
جونگکوک:ولی من نمی‌خوام
تهیونگ:انقدر غر نزن مثل دوستت باش که با خواست خودش با یونگی رفت
جونگکوک:تو اون و ولش کن اون کصخله
تهیونگ:چرا کصخل؟ به نظرم که عاقل ترینه
جونگکوک:باشه بابا اصلا از نظر تو اون عاقل ترین باشه، حالا منو پیاده کن
تهیونگ:نه
جونگکوک:
تهیونگ:حالا بگو ببینم حرفایی که راجب من به دوستت گفتی واقعیت داره؟؟
جونگکوک:(خجالت و دستپاچه)
تهیونگ:اوخی گونه هاش و ببین قرمز شدههه🤏🏻🥹
جونگکوک:(خجالت بیشتر)
جونگکوک:چیزه.. میشه اینارو نگی
تهیونگ:چراا؟؟
دیدگاه ها (۰)

𐙚درود𐙚 ^᪲᪲᪲لینک ناشناسمون:: ^᪲᪲᪲https://abzarek.ir/service-p...

𓈒࣪˚‌ ‌ 𖥔 🦢‌‌ᰊ ⋆ ࣪. ⋆𝔼𝕄𝕀𝕃𝕐 𓏲࣪ .اگه ܧلبم𐇽 ش𐇽ب بوډ 𐙚ࡄـٮٓاުر݁ꨲش𐇽...

پارت ¹¹رمان::من عاشق معلمم شدم نویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄★ا...

پارت ¹⁰رمان::من عاشق معلمم شدم نویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄*پ...

#شراب_سرخ ادامه ی پارت ²³.....تهیونگ: بیا این وَر بشین !جنا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط