پارت
پارت ۱۸
از ماشین پیاده شد
- نیلا
+هوم
- تو به من اعتماد داری
+ نمیدونم
- برای خلاص شدن از این وضعیت یه راه داری اونم اعتماد به منه منم تا جایی که از دستم بر میاد بهت کمک میکنم
+چرا کمکم میکنی ؟
- خب تو هنوز اول جوونیته تا اونجایی هم که سوهو رو میشناسم آدم اصلا مناسبی نیست دلم نمیخواد کسی به دست اون بدبخت بشه بعدشم تو...
(مکث کرد و دیگه ادامه نداد)
+من چی
- خب یه جوری تو یعنی چجوری بگم من باید حواسم بهت باشه خب هرچی نباشه ما به داستانهایی باهم داشتیم نمیتونم نسبت بهت بی تفاوت باشم
+ پس کمکت از روی هوس خودته
- نه منظورم این نیست
میگم من به تو حسی ندادم ولی بی تفاوت هم نمیتونم باشم
چطوری میتونم بشینم ببینم کسی که باهاش خوابیدم بیاد زنه برادرم بشه بفهم
ببین نیلا بیا اون اتفاق رو فراموش کنیم نه تخسیر منه نه تسخیر تو دوتامون مست بودیم و چیزی نمیفهمیدیم پس بیا باهم دوست باشیم و فکر کنیم اتفاقی نیوفتاده اوکی
+ نمیشه جونگ کوک بخدا نمیشه تو نمیفهمی چه بلایی سر من اوردی تو دخترونگیم رو ازم گرفتی بعد میگی بیا باهم دوست باشیم چی با خودت فکر میکنی
- ببخشید من واقعا بخاطر اون شب معذرت میخوام ولی خب دست خودم نبود نمیدونستم دارم چکار میکنم
+ پس اگه میخوای جبران کنی باید جلوی این ازدواج رو بگیری
- هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم قول میدم
+مرسی
بعد از چند دقیقه سوهو اومد و سوار شد
با یه پلاستیک پر از خوراکی
$من نمیدونم الان دقیقا چه وقت شکلات و پاستیل خوردنه کوک
- بده من اونا رو واسه من نیست واسه نیلاعه
+ واقعااااا
- بله بفرمایید
مرسی از حمایتاتون
از ماشین پیاده شد
- نیلا
+هوم
- تو به من اعتماد داری
+ نمیدونم
- برای خلاص شدن از این وضعیت یه راه داری اونم اعتماد به منه منم تا جایی که از دستم بر میاد بهت کمک میکنم
+چرا کمکم میکنی ؟
- خب تو هنوز اول جوونیته تا اونجایی هم که سوهو رو میشناسم آدم اصلا مناسبی نیست دلم نمیخواد کسی به دست اون بدبخت بشه بعدشم تو...
(مکث کرد و دیگه ادامه نداد)
+من چی
- خب یه جوری تو یعنی چجوری بگم من باید حواسم بهت باشه خب هرچی نباشه ما به داستانهایی باهم داشتیم نمیتونم نسبت بهت بی تفاوت باشم
+ پس کمکت از روی هوس خودته
- نه منظورم این نیست
میگم من به تو حسی ندادم ولی بی تفاوت هم نمیتونم باشم
چطوری میتونم بشینم ببینم کسی که باهاش خوابیدم بیاد زنه برادرم بشه بفهم
ببین نیلا بیا اون اتفاق رو فراموش کنیم نه تخسیر منه نه تسخیر تو دوتامون مست بودیم و چیزی نمیفهمیدیم پس بیا باهم دوست باشیم و فکر کنیم اتفاقی نیوفتاده اوکی
+ نمیشه جونگ کوک بخدا نمیشه تو نمیفهمی چه بلایی سر من اوردی تو دخترونگیم رو ازم گرفتی بعد میگی بیا باهم دوست باشیم چی با خودت فکر میکنی
- ببخشید من واقعا بخاطر اون شب معذرت میخوام ولی خب دست خودم نبود نمیدونستم دارم چکار میکنم
+ پس اگه میخوای جبران کنی باید جلوی این ازدواج رو بگیری
- هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم قول میدم
+مرسی
بعد از چند دقیقه سوهو اومد و سوار شد
با یه پلاستیک پر از خوراکی
$من نمیدونم الان دقیقا چه وقت شکلات و پاستیل خوردنه کوک
- بده من اونا رو واسه من نیست واسه نیلاعه
+ واقعااااا
- بله بفرمایید
مرسی از حمایتاتون
- ۲.۹k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط