سناریو بلولاکBlue Lock Scenario
سناریو بلولاک/Blue Lock Scenario
موضوع : 👆تصویر بالا
پارت 1
<[ شخصیت زیاد کردم شاید 3 پارتی شه 🤡 ]>
ایساگی یوئیچی/isagi yoichi
اولش وقتی خوردی به دیوار خنده اش گرفت و چون میدونست خوابی یه دل سیر میخنده . ولی بعد اومد سمتت و میبرتت اتاقش ( کار بد نمیکنن🗿) .
itoshi rin/ایتوشی رین
ایشون چپ چپ نگاهت میکنه و همچنین تعجب هم در نگاهش دیده میشه . اول فکر کرد بیداری : کوری که دیوار به اون بزرگی رو نمیبینی؟ بعد نزدیکتر میشه و میبینه تو صدتا خوابی : تو دیگه چجور غولی هستی ؟ من الان جات بودم دماغم خورد میشد .
بعدش پرنسسی بلندت کرد گذاشت رو مبل و با پتو قفل میکنه که دیگه بلند نشی .
Meguru bachira/مگورو باچیرا
ایشون هم لالا بود و شبا مثل خودت تو خواب راه میرفت . پس دوتایی خوردین به دیوار و همونجا خوابیدید 🙂↕️ فردای همون شب عین سگ سر درد داشتین و به هم میخندیدین .
ناگی سیشیرو/Nagi seishiro
ایشون اصلا خواب بود . ولی بعد که خوردی تو دیوار : هاا؟ چخبر شده ؟ زامبی ها حمله کردن ؟ چشماشو باز که میکنه دید تو اونجا افتادی زمین . ناگی : °×° زامبی ا/ت شکست خورد! بعد دو دیقه تنبلیشو کنار گذاشت و تورو گرفتو و برد روی تخت خودش ، بغلت کرد تا دیگه راه نری .
هیوما چیگیری/Hyoma chigiri
ایشون تو صدتا خواب بود که یهو صدای "تق" اومد .
همون لحظه بلند شد و وقتی تورو دید یه آهی کشید . موهاشو دم اسبی بست و بلندت کرد : موهاتو بهم ریخت شازده خانم یه بار دیگه تکرار بشه با موهات دارت میزنم .
Reo Mikage/ رئو میکاگه
ایشون چون قبلا از این کارا کردی دوتا بادیگارد گذاشته دم در تا کاری نکنی ( خرپول پدرصگ--) .
Shoei Baro/شوئی بارو
ایشون از بس اخلاق قشنگی دارن شما جرئت نمیکنین همچین کاری هم بکنید ، ولی قبل از اینکه تو خوابت از سایه اش بترسی یه شب اتفاق افتاد . تو خواب پا شدی بارو اول فکر کرد داری میری آب بخوری ولی بعد دید با کله خوردی تو دیوار . بارو: ا/ت؟ . بعد تورو دید که زمینو ماچ کردی . بارو 💢 در میاد از گردن بگیر تا بازو هاش . از اتاق بیرون میکنه و فردا عین سگ که چه عرض کنم ، کل روز میشینه غر میزنه ( من اگه جای ا/ت بودم : الفرار )
Michael kaiser/مایکل کایزر
ایشون بیاد بالا سرت عین بختک زل میزنه با قیافه ای که اصن توش هرچیزی هست 🤡
کایزر: نگاهش کنید تورو خدا ، یه شب انگار جن بالا سرش جیغ میزنه یه شب خودش جن میشه ولی اینشکلی خرابش میکنه .
بیدارت میکنه : هوی ، بلند شو تورو میبینم یاد اون دندون طلایی میوفتم . بلند شوووووو
و اره اخرش که بلند میشی غر بارونت میکنه .
itoshi sae/ایتوشی سائه
ایشون واکنش کم میاره ، یه آهی میکشه و دستشو میزاره رو سرش : خدایا خودت ظهور کن ، معشوقه ام چه آدمیه . و اره بدون توجه به شرایطط میره خواب هفت پادشاه رو میبینه .
(🏳️🌈)Ryusei Shido/ریوسه شیدو
ایشون همش انگولت میکنه ، لپ ، شکم ، بازو ، پیشونی . شیدو : الو! کسی خونه هست . شما هم سکوت . بارو : منحرف بشم ؟ . و شما یهو بیدار میشید . ا/ت : مرتیکه اسکل خاک بر سر . و اره تو میری یه اتاق جدا
معذرت جا نشد🗿🙏
موضوع : 👆تصویر بالا
پارت 1
<[ شخصیت زیاد کردم شاید 3 پارتی شه 🤡 ]>
ایساگی یوئیچی/isagi yoichi
اولش وقتی خوردی به دیوار خنده اش گرفت و چون میدونست خوابی یه دل سیر میخنده . ولی بعد اومد سمتت و میبرتت اتاقش ( کار بد نمیکنن🗿) .
itoshi rin/ایتوشی رین
ایشون چپ چپ نگاهت میکنه و همچنین تعجب هم در نگاهش دیده میشه . اول فکر کرد بیداری : کوری که دیوار به اون بزرگی رو نمیبینی؟ بعد نزدیکتر میشه و میبینه تو صدتا خوابی : تو دیگه چجور غولی هستی ؟ من الان جات بودم دماغم خورد میشد .
بعدش پرنسسی بلندت کرد گذاشت رو مبل و با پتو قفل میکنه که دیگه بلند نشی .
Meguru bachira/مگورو باچیرا
ایشون هم لالا بود و شبا مثل خودت تو خواب راه میرفت . پس دوتایی خوردین به دیوار و همونجا خوابیدید 🙂↕️ فردای همون شب عین سگ سر درد داشتین و به هم میخندیدین .
ناگی سیشیرو/Nagi seishiro
ایشون اصلا خواب بود . ولی بعد که خوردی تو دیوار : هاا؟ چخبر شده ؟ زامبی ها حمله کردن ؟ چشماشو باز که میکنه دید تو اونجا افتادی زمین . ناگی : °×° زامبی ا/ت شکست خورد! بعد دو دیقه تنبلیشو کنار گذاشت و تورو گرفتو و برد روی تخت خودش ، بغلت کرد تا دیگه راه نری .
هیوما چیگیری/Hyoma chigiri
ایشون تو صدتا خواب بود که یهو صدای "تق" اومد .
همون لحظه بلند شد و وقتی تورو دید یه آهی کشید . موهاشو دم اسبی بست و بلندت کرد : موهاتو بهم ریخت شازده خانم یه بار دیگه تکرار بشه با موهات دارت میزنم .
Reo Mikage/ رئو میکاگه
ایشون چون قبلا از این کارا کردی دوتا بادیگارد گذاشته دم در تا کاری نکنی ( خرپول پدرصگ--) .
Shoei Baro/شوئی بارو
ایشون از بس اخلاق قشنگی دارن شما جرئت نمیکنین همچین کاری هم بکنید ، ولی قبل از اینکه تو خوابت از سایه اش بترسی یه شب اتفاق افتاد . تو خواب پا شدی بارو اول فکر کرد داری میری آب بخوری ولی بعد دید با کله خوردی تو دیوار . بارو: ا/ت؟ . بعد تورو دید که زمینو ماچ کردی . بارو 💢 در میاد از گردن بگیر تا بازو هاش . از اتاق بیرون میکنه و فردا عین سگ که چه عرض کنم ، کل روز میشینه غر میزنه ( من اگه جای ا/ت بودم : الفرار )
Michael kaiser/مایکل کایزر
ایشون بیاد بالا سرت عین بختک زل میزنه با قیافه ای که اصن توش هرچیزی هست 🤡
کایزر: نگاهش کنید تورو خدا ، یه شب انگار جن بالا سرش جیغ میزنه یه شب خودش جن میشه ولی اینشکلی خرابش میکنه .
بیدارت میکنه : هوی ، بلند شو تورو میبینم یاد اون دندون طلایی میوفتم . بلند شوووووو
و اره اخرش که بلند میشی غر بارونت میکنه .
itoshi sae/ایتوشی سائه
ایشون واکنش کم میاره ، یه آهی میکشه و دستشو میزاره رو سرش : خدایا خودت ظهور کن ، معشوقه ام چه آدمیه . و اره بدون توجه به شرایطط میره خواب هفت پادشاه رو میبینه .
(🏳️🌈)Ryusei Shido/ریوسه شیدو
ایشون همش انگولت میکنه ، لپ ، شکم ، بازو ، پیشونی . شیدو : الو! کسی خونه هست . شما هم سکوت . بارو : منحرف بشم ؟ . و شما یهو بیدار میشید . ا/ت : مرتیکه اسکل خاک بر سر . و اره تو میری یه اتاق جدا
معذرت جا نشد🗿🙏
- ۷۷۰
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط