به مادرم گفتم

به مادرم گفتم
:«خیلی دوست دارم امام زمان را ببینم. کاش من در زمان ظهورش باشم.»
گفت: «خب که چه؟ فرضاً آقا را دیدی می‌خواهی چه کنی؟»
راستش به این موضوع فکر نکرده بودم. او که فهمیده بود پاسخ خاصی ندارم گفت:
«خیلی‌ها امام زمانشان را دیدند ولی وقتی امامشان گرفتار شد کاری برای او نکردند!»
پرسیدم: «پس چه کنم؟»
گفت: «سعی کن هر کاری می‌کنی برای او باشد، هر کاری.. حتی ورزش کردنت! این‌طور حتی اگر او را هم نبینی با او هستی! اینطور برای ولی باش!»
در آخر گفت دیدی ولی نشناختی
همان کس که آنروز به تو کمک کرد
دیدگاه ها (۰)

برای رسیدن به موفقیت بعضی از مردم کاری می کنن که تو فکر کنی ...

🐨: سلام! روز بخیر. آن‌یوهاسه‌یو. واقعاً ازتون ممنونم که اومد...

🐨: سلام! روز بخیر. آن‌یوهاسه‌یو. واقعاً ازتون ممنونم که اومد...

🔴 ابلیسِ ملعون خیلی خوب می‌داند که آمدنِ امام زمان (سلام الل...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

ادامه ترجمه‌ی مصاحبه‌ی مینهو برای مجله‌ی Numero TOKYO💬: استی...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

آپدیت اینستاگرام برند Laneige با مصاحبه‌ای با جین :🐹💗●ترجمه‌...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط