دفترچه خاطراتش را ورق می زد تقریبا تمامی صفحات دفترچه خا

دفترچه خاطراتش را ورق می زد. تقریبا تمامی صفحات دفترچه خالی بود. فقط چند صفحه ای از آن پر بود،پر از نوشته هایی که بهترین خاطرات زندگی اش را برایش زنده می کرد...
او بعد از معشوقش دیگر صفحه ای از آن دفترچه را پر نکرد.
دیدگاه ها (۳)

☆ミ

اگر تو موسیقی بودی بی وقفه به تو گوش می سپردم🫂☆

از خاکستر تا اشرار پارت دوم

از خاکستر تا اشرار پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط