{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دفترچه خاطراتش را ورق می زد. تقریبا تمامی صفحات دفترچه خا

دفترچه خاطراتش را ورق می زد. تقریبا تمامی صفحات دفترچه خالی بود. فقط چند صفحه ای از آن پر بود،پر از نوشته هایی که بهترین خاطرات زندگی اش را برایش زنده می کرد...
او بعد از معشوقش دیگر صفحه ای از آن دفترچه را پر نکرد.
دیدگاه ها (۳)

I love you☆...

آرزویم را می‌نویسم به امید روزی که تو برآورده شوی☆

☆ミ

اگر تو موسیقی بودی بی وقفه به تو گوش می سپردم🫂☆

FALLEN ECHOESPart 6فیلیکس بعد از چند دقیقه اتاق را ترک کرد.ا...

«جای خالی بعضی آدم‌ها را‏نمی‌توان پر کرد؛‏همان‌هایی که جای خ...

TOW BROKEN THINGS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط