{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خسته نشدی از این همه نبودن؟!

تو خسته نشدی از این همه نبودن؟!
خسته نشدی از اینکه من دیگه توی زندگیت نیستم؟!
روزا و شبات چجوری میگذره؟
مثل زندگی من،تکرار و تکراری؟
تو جای خودت نبودی،ببینی چی کشیدم...
من اینجا خسته ام از انتظار
خسته ام از حکم تقدیر...
یه راهی نیست به تو
یه معجزه دور از دعاهای من....
آدم اگه سر سوزن امید داشته باشه
هیچ وقت نمیتونه فراموش کنه
عوضش همیشه منتظر ورق برگرده
اما همین امید،یه روز نابودش میکنه...
من از فکر تو
از زندگی کردن با تو
از هر چی که مربوط به تو
یه روز نابود میشم...
یه جایی آخرش میشکنم و
زیر رو میشم...
من از اینکه تو زیر سقف همین شهر
داری نفس میکشی و به من لحظه ای
فکر نمیکنی،دارم دیونه میشم...
تو از عشق من خسته ای یا از زخمی که دوا نمیکنی؟!
تو کجایی که، نه دل به دلت راه داره
و نه چشمی به دیدنت سو...
دیدگاه ها (۰)

عطرش خاص نبود، خیلی ها همان عطر را میزدند اما روی پیراهن او ...

ما ڪلی به همدیڪَه حرفایِ خوببدهڪاریم‌ رفیق...دیڪَه بسه هر چق...

چطوری آدم میتونه هم دلتنڪَ باشه هم به ڪارای روزمره و مسئولیت...

شاید روزی از تو بنویسمتا درخشش کلمات من از تو باشدتا شعر به ...

مانهوای : من تو این زندگی رئیس خانواده میشم 📇 خلاصه ی داست...

مانهوا | ill be the matriarch in this life

کوک شوهر کینه ای Part48

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط