چشم مست یار من میخانه میریزد بهم
چشم مست یار من میخانه میریزد بهم
محفل مستانه را رندانه میریزد بهم
دل پریشان میکند امواج گیسوی نگار
تا که موی آن پری بر شانه میریزد بهم
قطره اشکی که میغلتد ز چشمانش به ناز
از تأثر مرغ دل را لانه میریزد بهم
نازک است از بس نکویی رشته آرامشم
با نسیم بال یک پروانه میریزد بهم
محفل مستانه را رندانه میریزد بهم
دل پریشان میکند امواج گیسوی نگار
تا که موی آن پری بر شانه میریزد بهم
قطره اشکی که میغلتد ز چشمانش به ناز
از تأثر مرغ دل را لانه میریزد بهم
نازک است از بس نکویی رشته آرامشم
با نسیم بال یک پروانه میریزد بهم
- ۱۱.۰k
- ۰۱ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط