{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیمی زمینی ام

نیمی زمینی ام
نیم آسمانی ام
محتاج پر زدن
مجنون آنی ام
گفتم ببینمت
گفتی که صبر صبر
ای آفتاب حسن
برون آی دمی ز ابر
تا آستان کویت من پا نهاده بودم
دستم به حلقه ی در،دل با تو داده بودم
دست و دلم که دیدی،پایم چرا بریدی...(:
دیدگاه ها (۲)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

تا آستان کویت من پا نهاده بودمدستم به حلقه در دل با تو داده ...

این بار من خریده امنقد تو را کشیده امناز تو را بدیده امای بر...

این بار من خریده امنقد تو را کشیده امناز تو را بِدیده امای ب...

گفتم ببینمتگفتی که صبر، صبر؛ای آفتاب حُسنبرون آ دمی ز ابر......

گفتم ببینمتگفتی که صبر؛ صبر!ای آفتابِ حُسنبرون آ دمی زِ ابر....

ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابرکان چهره مشعشع تابانم آرزوستبشن...

🌷بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آر...

...بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آ...

انسانم آرزوست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط