من که خود عاشق شدم عاشق تر از اینم مکن
من که خود عاشق شدم عاشق تر از اینم مکن
در مدار عاشقی ناهید و پروینم مکن
سجده ی سبز نمازم رو به هر ویرانه شد
اینچنین آشفتگی در دین و آئینم مکن
در ره عشق تو صد جام بلا نوشیده ام
جرعه جرعه زهر را در جام نوشینم مکن
باز مجنون تو شد لیلای قلب عاشقم
گرچه فرهاد منی اینگونه شیرینم مکن
ای که دستانم پر از حس نیاز دست توست
این همه سردی تو با دستان مسکینم مکن
زندگی بی تو برایم گور رویا می شود
جان من جانان من محتاج یاسینم مکن
در مدار عاشقی ناهید و پروینم مکن
سجده ی سبز نمازم رو به هر ویرانه شد
اینچنین آشفتگی در دین و آئینم مکن
در ره عشق تو صد جام بلا نوشیده ام
جرعه جرعه زهر را در جام نوشینم مکن
باز مجنون تو شد لیلای قلب عاشقم
گرچه فرهاد منی اینگونه شیرینم مکن
ای که دستانم پر از حس نیاز دست توست
این همه سردی تو با دستان مسکینم مکن
زندگی بی تو برایم گور رویا می شود
جان من جانان من محتاج یاسینم مکن
- ۲.۳k
- ۰۵ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط