{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پائیز که شد....

پائیز که شد....



به جرم کم کاری اخراجش کردند....



رفتگری که عاشق شده بود و....



برگ ها را قدم میزد و جارو نمی کرد
دیدگاه ها (۴)

این عاشقانه هایی که من به او گفتم.... کوه به کوه میگفت.... ب...

دگر نی نخواهم زد.... گوسفندانم را خواهم فروخت.... گرگ چرانی ...

با همه دنیا قهرم... اما... تو صدایم کن... بخدا بر می گردم

سَرباز عاشقت را،با خَشم راندی از خودگفتم:چرا؟ و گفتی: ارتش چ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁷..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨ملافه اش رو آروم کنار زد، و ب...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط