{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افتتاح اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی (۱۳۵۹ ه‍.ش): افتتاحِ

افتتاح اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی (۱۳۵۹ ه‍.ش): افتتاحِ صندلی‌ها، تعطیلیِ شهامت

بخشِ دوم: مجلسِ هراس و انهدامِ ترازِ غیرت

۲۶) اگر مردم زیر بمب ماندند و کشور را تنها نگذاشتند، هیچ کرسی‌ای حق نداشت خود را از دایرهٔ خطر خارج کند و هنوز نامِ «نمایندگی» را بر پیشانی نگه دارد.

۲۷) هیچ خونی از خونِ مردم رنگین‌تر نیست؛ آن‌که مسئولیتِ ملی می‌گیرد، باید سهمِ خود را از خطر هم بپردازد.

۲۸) مجلسِ غایب، دشمن را فقط از بیرون تقویت نمی‌کند؛ از درون هم استخوانِ اعتماد را خرد می‌کند.

۲۹) ترسِ شخصی وقتی بر تکلیفِ عمومی غلبه کند، نتیجه‌اش همین می‌شود: نهادی با ظاهرِ رسمی و باطنِ فروریخته.

۳۰) در آغازِ جنگ، بعضی‌ها نشان دادند که به جایِ «ملّت در خطر»، «منِ در خطر» برایشان اولویت دارد. همین یک سطر برای محکومیتِ تاریخی کافی است.

۳۱) آن‌که در روزِ تهدید، مجلس را ترک می‌کند، در حقیقت از معنایِ کرسی استعفا داده است؛ حتی اگر عنوانش را حفظ کرده باشد.

۳۲) کشور در آن روزها به ستون نیاز داشت؛ بعضی نمایندگان به سایه تبدیل شدند.

۳۳) اگر نهادِ قانون‌گذاری در آستانهٔ حمله، از کار بیفتد، این فقط ضعفِ امنیتی نیست؛ ورشکستگیِ ارادهٔ سیاسی است.

۳۴) جنگ، شوخیِ تاریخ نیست؛ هر که در آن لحظه عقب نشست، اسمش در حاشیهٔ شرمساری ثبت می‌شود، نه در متنِ ایستادگی.

۳۵) مجلس باید از دلِ خطر، نظم بسازد؛ نه اینکه از ترسِ خطر، خود به بخشی از بی‌نظمی تبدیل شود.

۳۶) مردمی که صدایِ انفجار را تحمل کردند، حق دارند از نمایندگانشان بپرسند: شما حتی صدایِ مسئولیت را هم شنیدید؟

۳۷) وقتی صحن خالی می‌شود، دشمن فقط ساختمان را هدف نگرفته؛ به قلبِ اعتمادِ عمومی رسیده است—و بعضی‌ها این راه را برایش هموار کردند.

۳۸) بهانهٔ حفظِ جان، وقتی به حذفِ تکلیف برسد، دیگر توجیه نیست؛ اعتراف است.

۳۹) مجلسی که باید پناهِ تصمیم می‌بود، اگر خود در پیِ پناه بگردد، ملت می‌فهمد که در رأسِ نظم، حفره‌ای بزرگ باز شده است.

۴۰) در روزهایِ جنگ، ملت دنبالِ «چهره‌هایِ حاضر» بود؛ نه نام‌هایی که فقط رویِ کاغذِ اعتبارنامه نفس می‌کشیدند.

۴۱) بعضی‌ها گمان کردند می‌توان هم غایب بود و هم محترم ماند؛ اما جنگ، بازارِ رسواشدنِ تناقض‌هاست.

۴۲) کرسیِ مجلس، جایِ آسایش نیست؛ جایِ اصابتِ مستقیمِ مسئولیت است. هر که این را نفهمید، فقط بر چوب و پارچه نشسته بود، نه بر جایگاهِ ملت.

۴۳) اگر صاحبانِ تصمیم در لحظهٔ خطر از تصمیم فاصله بگیرند، هزینه‌اش را نه خودشان، که مردم با خون و اضطراب می‌پردازند.

۴۴) آن‌روزها مسئله فقط غیبتِ چند نفر نبود؛ مسئله، نمایان‌شدنِ نوعی شکستِ درونی در استخوان‌بندیِ ارادهٔ نهادی بود.

۴۵) مجلسی که از هراسِ حمله به حاشیه می‌خزد، دیگر «خانهٔ ملت» نیست؛ اتاقِ انتظارِ عافیت‌طلبان است.

۴۶) بهرام محمدی می‌گوید: ملت در جنگ، جان داد؛ بعضی مدعیانِ نمایندگی حتی جرأتِ ماندن در قامتِ تکلیف را هم نداشتند.

۴۷) آن‌که خطر را فقط برای مردم می‌خواهد و امنیت را فقط برای خود، نه خادمِ ملت، که مصرف‌کنندهٔ اعتبارِ ملت است.

۴۸) تاریخ از بمب‌ها می‌نویسد، اما از صندلی‌هایِ خالی هم می‌نویسد؛ چون گاهی خالی‌بودنِ یک صندلی، از صد انفجار پرمعناتر است.

۴۹) در ترازِ «حد»، نماینده باید در مرزِ تهدید حاضر باشد؛ هر که از مرزِ تکلیف عقب نشست، از حدِّ نمایندگی سقوط کرد.

۵۰) حکمِ آخر روشن است: آن‌که در لحظهٔ خطر پنهان شد، حق ندارد بعدها از ایستادگی سهم بخواهد؛ افتخار، میراثِ حاضران است، نه غایبان.

⛔️ رَخنه‌ی ساختاری در هندسه‌ی حَد ⛔️

╚══••✦🖤✦••══╝

✍️ به قلمِ شاهدِ مدارِ نور : بهرام محمدی

واضعِ پارادایمِ «حَد» در معماریِ قدرت

@bmlimit

#افتتاح_اولین_دوره_مجلس_شورای_اسلامی #بهرام_محمدی #مجلس_شورای_اسلامی #جنگ_تحمیلی #نقد_مجلس #پارادایم_حد #معماری_قدرت #خانه_ملت #تراز_غیرت #سقوط_اعتبار
دیدگاه ها (۰)

شیونِ تیغ‌دارِ بهرام محمدی فریادها در انهدامِ ترازِ معیش...

تحدیدِ منیّت و احیای مرتبهٔ انسان در ترازِ بهرام محمدی1. شکس...

افتتاح اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی (۱۳۵۹ ه‍.ش): افتتاحِ صن...

گزارهٔ ۵۵۴حَدِّ تحریم؛ ترازِ فرسایشِ نمادیندر منطقِ میدان، ت...

╔════════════════════════════╗ تذکر به قوهٔ مقننه و همراهان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط