نیستی رفیق از زور تنهایی قاطی گرگ ها شده ام دیگر وقتی د

نیستی رفیق، از زور تنهایی قاطی گرگ ها شده ام، دیگر وقتی دلم میگیرد گریه نمیکنم، بر فراز بلندترین قله زوزه پر درد میکشم، شاید صدایش به گوش آنهایی برسد که میگویند گرگ ها دل ندارند!!
دیدگاه ها (۱)

آهاااای روزگار چه میکنی با نامردی نامردمان ؟؟؟؟من هم اگر بگذ...

ﮔﺮﮒ ﺑﺎﺵ! ، ﻣﻐﺮﻭﺭ! ، ﺑﺮ ﺷﺐ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﮐﻦ...ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺧﻨﺠﺮ ﺑﺰﻧﯽ ﺍﺯ...

:(

بخــــونیـــد خدایا سرده این پایین از اون ...

من کسی‌ام که میان آشوب دنیا ، با لبخند می‌جنگم . از بیرون شا...

میبینمت؛باز هم رو در روی همدیگر قرار گرفتیم. بعد از نگاهی به...

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط