{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سکوت خو می‌گرفت

به سکوت خو می‌گرفت
و آن قدر بی حضور شده بود
که همه فراموشش کرده بودند.
انگار به دنیا آمده بود که تنها باشد.
#عباس_معروفی
#خاص #پست_جدید #تصویر_پس_زمینه
دیدگاه ها (۲۲)

#عاشقانه

#عاشقانه #عشق

هم‌چنان تو را دوست خواهم داشت..و هر روز صبح به تو می‌گویم:من...

دوستت دارم @silver-m

«بعضی‌ها فقط دیده می‌شوند؛ اما “ادن” طوری حضور پیدا می‌کند ک...

صدای معین، حکایتِ غریبی دارد؛ انگار تمامِ آن چیزی را می‌گوید...

_ زندگی همیشه با لبخند شروع می‌شه،با خیال‌های ساده ‌لوحانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط