{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم دل بگشا

چشم دل بگشا
تن و من را رها کن
خدای کعبه ی دل را
صدا کن
اگر نوری
بجانت بود هنوزم
ز نو کعبه ی
عشقت را بنا کن..... #شهزاد
دیدگاه ها (۲)

عقل ، شرمنده ز نادانی ما عشق ، بدنام ِ پریشانی ما بتخانه ، ن...

خسته ام خسته ز شلاق دل و عقل و خِرَد می زند هر دم بر اندیشه...

تو که در جان و دلم خانه گُزیدی آری چه کنم با این زبان از گ...

شبی مهتاب بود و کوچه ای باریک دل ِ وامانده از هر قصه ای تار...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط